بانوی شهریور | ||
|
گویند: ابلیس روزی نزدیک فرعون آمُد وی خوشه ای انگور در دست داشت و تناول می کرد..(کوفتش بشه الهی ) ابلیس گفت: هیچ کس تواند که این خوشه انگور تازه را خوشه مروارید خوشاب گرداند؟ فرعون گفت: نه ابلیس به لطایف سحر، آن خوشه ی انگور را خوشه مروارید خوشاب ساخت. فرعون تعجب کرد و گفت: اینت استاد مردی که تویی!! ابلیس سیلی بر گردن او زد و گفت: مرا با این استادی به بندگی قبول نکردند، تو با این حماقت دعوی خدایی چگونه می کنی؟!
[ دوشنبه 85/3/29 ] [ 12:27 عصر ] [ مرضیه ]
[ صندوق نظورات() ]
|
20tools |