بانوی شهریور | ||
|
صدای تیک تاک ساعت را گوش کن! انگار این گامهای زمان است که می گذرد، آرام و سنگین و با وقار... و هر لحظه به آستانه ی واقعه ی عظیم نزدیک تر می شویم. به آستان آن حادثه ی موعود. و شعبانیه زمان مناجات من است که در اضطراب بزرگترین واقعه ی تاریخ پناهی جز بارگاه امن الهی نمی شناسم و آرامش دهنده ای جز آغوش محبتش نمی یابم. خدایا! به من به چشم کسی نگاه کن که خوانده ات و اجابت کرده ای دعوت کرده ای و آمده است کسی که راهش انداخته ای و راه افتاده است کسی که یاری اش کرده ای و اطاعتت کرده است. ای یار نزدیکی که از شیفته و فریفته ی خود دوری نمی کند ای کریمی که دست تمنا رد نمی کند. مهربانا! به من قلبی ببخش که با بال اشتیاق به سوی تو پر کشم و زبانی از جنس صداقت و راستی عطا کن که در آسمان پذیرش تو اوج گیرم دیده ای عطا کن که حقیقت و شایستگی اش مرا به تو نزدیک کند و به سمت تو بکشاند خدایا! مرا یارای این نبوده است که از مسیر معصیت و نافرمانی ات کناره بگیرم، مگر وقتی که تو بیدارم کردی، با محبت و لطفت آنگونه که تو خواستی شدم و آن سان که تو اراده کردی. پس همواره سپاسگذار توام ای خداکه مرابه درگاه کرمت راه دادی و دلم را از چرک های غفلت و جهالت شستشو کردی. [ پنج شنبه 85/6/2 ] [ 1:37 عصر ] [ مرضیه ]
[ صندوق نظورات() ]
|
20tools |