پلک روی پلک که میگذاری عاشقانههایم بیپاسخ میماند ... زمان زیادی برای گفتن دوستت دارم نمییابم و حتی برای آنکه یک دل سیر رخسارت را بنگرم انگشتهایم کم میآید برای شمردن روزهای بیتو بودن دریای وهم و خیالم خشک شده بس که در اوهام با تو بودن، به سر بردم من در خشکی بیآب خیالم هنوز چشم به راه توام ...